اختصاصی کمانه/ سرویس جامعه: خبر عملیات اخیر محیطبانان مازندران و دستگیری شکارچیان و صیادان متخلف، در نگاه اول شاید فقط یک خبر انتظامی درباره کشف سلاح و ادوات غیرمجاز باشد اما پشت این خبر، یک مسئله اجتماعی مهمتر قرار دارد: نسبت جامعه با طبیعت و کسانی که مسئول حفاظت از آن هستند.
گزارشهای منتشرشده در سال ۱۴۰۴ و ماههای سپریشده از ۱۴۰۵ نشان میدهد برخورد با شکار و صید غیرمجاز در مازندران یک اتفاق موردی نیست. از دستگیری چند شکارچی در مناطق مختلف استان تا کشف دهها قبضه سلاح، صدها قطعه پرنده مهاجر و ادوات صید غیرمجاز، همگی نشان میدهد فشار بر زیستبومهای استان همچنان جدی است. اما مسئله فقط حیات وحش نیست محیطبان هم بخشی از همین مسئله است.
وقتی فردی با سلاح وارد منطقه حفاظتشده میشود، محیطبان فقط در برابر یک تخلف اداری یا شکار غیرمجاز قرار ندارد ممکن است با فردی مسلح و در موقعیتی پرخطر روبهرو شود. سابقه درگیری شکارچیان با محیطبانان در کشور نیز نشان میدهد که این شغل گاهی با خطر جانی واقعی همراه است.
از منظر جامعهشناختی، موضوع را نباید فقط به تخلف چند شکارچی تقلیل داد. وقتی طبیعت به عنوان یک سرمایه عمومی دیده نشود، بخشی از افراد منابع طبیعی را متعلق به خود میدانند و منافع کوتاهمدت خود را بر منافع جامعه ترجیح میدهند. در چنین شرایطی، قانون به تنهایی کافی نیست و باید فرهنگ حفاظت، مشارکت مردم محلی و اعتماد میان جامعه و نهادهای مسئول هم تقویت شود.
البته نباید همه متخلفان را با یک نگاه دید. در برخی مناطق، شکار میتواند ریشه در عادتهای قدیمی، فرهنگ محلی یا حتی مشکلات معیشتی داشته باشد. این موضوع به معنای نادیده گرفتن قانون نیست بلکه نشان میدهد برخورد قانونی باید در کنار آموزش، فرهنگسازی و توجه به شرایط اجتماعی مناطق مختلف قرار بگیرد.
از سوی دیگر، حفاظت از طبیعت نمیتواند فقط وظیفه محیطبان باشد. مردم محلی، گردشگران، تشکلهای اجتماعی و رسانهها نیز بخشی از این زنجیره هستند. جامعهای که طبیعت را سرمایه مشترک خود بداند، در برابر تخریب آن فقط منتظر برخورد مأمور نمیماند.
در این میان، خبرهای مربوط به موفقیت محیطبانان اهمیت دیگری هم دارد. محیطبان باید احساس کند جامعه پشت سر اوست همانطور که از او انتظار داریم از جنگل، رودخانه، پرندگان و حیات وحش حفاظت کند، باید برای امنیت جانی، تجهیزات، آموزش و حمایت قانونی او نیز جدیتر برنامهریزی شود.
همزمان، شفافیت در انتشار آمار هم میتواند به شناخت بهتر مسئله کمک کند. بد نیست هر سال آمار مشخصی از تعداد شکارچیان و صیادان غیرمجاز دستگیرشده، میزان کشفیات، تعداد پروندههای تشکیلشده و موارد درگیری یا تهدید محیطبانان منتشر شود. وقتی جامعه تصویر دقیقتری از مسئله داشته باشد، مطالبهگری و همراهی اجتماعی نیز جدیتر خواهد شد.
مازندران فقط جنگل و تالاب و حیات وحش نیست محیطبانانی هم دارد که هر روز در همین مناطق برای حفظ این سرمایه عمومی تلاش میکنند.صیانت از طبیعت بدون صیانت از حافظان طبیعت کامل نیست.