کمانه/ یادداشت مدیر مسئول خدیجه غزانی: در هفته دولت، خبرهایی از توسعه زیرساختهای ارتباطی در مازندران منتشر شده است. از قرار گرفتن تمام شهر آمل در مدار 5G همراه اول و تبدیل شدن آن به دومین شهر 5G استان گرفته تا توسعه اینترنت 4G در روستاهای بخش بلده شهرستان نور و برپایی میز ارتباطات مردمی مدیران حوزه فناوری اطلاعات در کلاردشت. در نگاه اول، شاید این خبرها صرفاً اخبار فنی درباره دکل، فیبر نوری، 4G و 5G به نظر برسند اما اگر کمی از زاویه اجتماعی به موضوع نگاه کنیم، مسئله بسیار فراتر از سرعت اینترنت است.
فناوری اطلاعات امروز بخشی از زیرساخت اجتماعی جامعه است
در گذشته، دسترسی به مدرسه، بیمارستان، بانک، اداره، بازار کار و خدمات دولتی تا حد زیادی به محل زندگی افراد وابسته بود. کسی که در یک روستای دورافتاده زندگی میکرد، برای بسیاری از امور مجبور بود کیلومترها مسیر طی کند و زمان و هزینه بیشتری بپردازد. اما فناوری میتواند بخشی از این فاصله را از بین ببرد.
وقتی یک روستا به اینترنت پایدار دسترسی پیدا میکند، فقط امکان استفاده از شبکههای اجتماعی بیشتر نمیشود بلکه دانشآموز میتواند به آموزش دسترسی داشته باشد، کشاورز میتواند اطلاعات بازار را دنبال کند، یک فرد جویای کار میتواند فرصتهای شغلی را پیدا کند، خانواده میتواند بخشی از خدمات اداری را بدون مراجعه حضوری دریافت کند و حتی فردی که توانایی یا امکان سفر به شهر را ندارد، میتواند با بخشی از خدمات تخصصی ارتباط برقرار کند. از این منظر، توسعه ارتباطات میتواند به یک ابزار برای کاهش نابرابری تبدیل شود.
عدالت اجتماعی فقط تقسیم پول نیست/شکاف دیجیتال
وقتی از عدالت اجتماعی صحبت میکنیم، معمولاً ذهن ما به سمت درآمد، اشتغال و توزیع امکانات اقتصادی میرود. اینها البته مهمهسنند، اما عدالت اجتماعی یک وجه مهم دیگر هم دارد و آن دسترسی برابر به فرصتها و خدمات است.
ممکن است دو شهروند از نظر حقوق قانونی برابر باشند، اما اگر یکی در مرکز شهر به اینترنت پرسرعت، خدمات الکترونیک، آموزش آنلاین و اطلاعات دسترسی داشته باشد و دیگری در روستایی بدون پوشش مناسب ارتباطی زندگی کند، در عمل از فرصتهای یکسانی برخوردار نیستند. اینجاست که مفهوم شکاف دیجیتال اهمیت پیدا میکند.
شکاف دیجیتال فقط به معنای داشتن یا نداشتن اینترنت نیست. گاهی یک فرد اینترنت دارد، اما گوشی مناسب ندارد یا گوشی دارد اما سواد دیجیتال کافی ندارد یا به اینترنت دسترسی دارد اما توان پرداخت هزینه خدمات را ندارد یا حتی نمیداند چگونه از خدمات الکترونیکی استفاده کند.
بنابراین عدالت دیجیتال فقط توسعه شبکه نیست ترکیبی از دسترسی، توانایی استفاده و امکان بهرهبرداری واقعی از فناوری است.
فناوری میتواند فاصله مردم با دولت را هم کمتر کند
یکی از نکات مثبت برگزاری «میز ارتباطات مردمی» در شهرهایی مانند کلاردشت، همین ایجاد یک ارتباط مستقیم میان مردم و مدیران است. اما فناوری میتواند این ارتباط را یک قدم جلوتر ببرد.
اگر مردم بتوانند مشکلات خود را به شکل ساده، شفاف و قابل پیگیری در سامانههای ارتباطی ثبت کنند و بدانند درخواستشان در چه مرحلهای قرار دارد، رابطه مردم و دستگاههای اجرایی از یک رابطه صرفاً اداری به یک رابطه پاسخگوتر تبدیل میشود.
در اینجا فناوری فقط ابزار انتقال اطلاعات نیست میتواند ابزار افزایش پاسخگویی، شفافیت و اعتماد عمومی باشد. البته یک نکته مهم وجود دارد نباید تصور کنیم که راهاندازی سامانه به خودی خود به معنای پاسخگویی است. اگر شهروند درخواست خود را ثبت کند اما پاسخی دریافت نکند، فناوری فقط شکل جدیدی از همان بروکراسی قدیمی خواهد بود. فناوری زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود که مردم نتیجه استفاده از آن را در زندگی خود ببینند.
اقشار ضعیف، مهمترین آزمون عدالت دیجیتال
شاید مهمترین گروهی که باید در سیاستگذاری فناوری مورد توجه قرار گیرند، کسانی باشند که کمترین قدرت اقتصادی و اجتماعی را دارند.
یک خانواده کمدرآمد، سالمند، فرد دارای معلولیت، کودک و نوجوان، ساکن مناطق روستایی یا حاشیهای و حتی فردی که سواد دیجیتال پایینی دارد، نباید در فرآیند دیجیتالی شدن جامعه بیشتر از گذشته کنار گذاشته شود.
اگر خدمات اجتماعی، آموزشی، بانکی، درمانی و اداری به سمت فضای دیجیتال حرکت کنند اما بخشی از جامعه نتواند از آنها استفاده کند، اتفاقاً ممکن است یک نابرابری جدید ایجاد شود.
بنابراین در کنار توسعه فیبر نوری، 4G و 5G، باید درباره آموزش استفاده از فناوری، دسترسی اقتصادی به ابزارهای دیجیتال، مناسبسازی خدمات برای افراد دارای معلولیت و سالمندان و حفظ امکان دریافت خدمات به شکل حضوری نیز فکر کرد. این موضوع بهخصوص در حوزه خدمات اجتماعی اهمیت زیادی دارد.
مددکاری اجتماعی آینده نمیتواند نسبت به فناوری بیتفاوت باشد. شناسایی نیازها، ارتباط با مددجویان، پیگیری پروندهها، دسترسی به اطلاعات، ارجاع افراد به خدمات و حتی آموزش و مشاوره میتواند با استفاده درست از فناوری سریعتر و دقیقتر انجام شود.
مازندران و یک فرصت مهم
توسعه ارتباطات در مازندران میتواند صرفاً یک پروژه فنی نباشد. پراکندگی جغرافیایی استان، وجود مناطق روستایی و کوهستانی و فاصله برخی مناطق از مراکز خدماتی، اهمیت فناوری را دوچندان میکند.
اگر توسعه زیرساخت ارتباطی با توسعه خدمات الکترونیک، آموزش سواد دیجیتال، دسترسی اقشار کمبرخوردار به تجهیزات و طراحی خدمات متناسب با نیاز گروههای مختلف همراه شود، فناوری میتواند به یکی از ابزارهای مهم کاهش فاصله جغرافیایی و اجتماعی در استان تبدیل شود.
در چنین شرایطی، رسیدن اینترنت پرسرعت به یک روستا فقط یک اتفاق فنی نیست میتواند به معنای نزدیکتر شدن یک روستا به فرصتهای آموزشی، اقتصادی، اداری و اجتماعی باشد.
اما برای رسیدن به این نقطه، باید یک سؤال اساسی را همیشه در کنار گزارشهای توسعه فناوری مطرح کنیم .این فناوری در نهایت زندگی چه کسانی را بهتر کرده است؟
در یادداشت های بعدی به ابعاد دیگری از حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات مازندران و نقش آن در توسعه اجتماعی خواهیم پرداخت.