logo

کد خبر : 530
تاریخ خبر : 1405/08/11
از زردکیجا تا توسعه/ میاندورود در جست و جوی یک هویت تازه

از زردکیجا تا توسعه/ میاندورود در جست و جوی یک هویت تازه

پنجمین جشنواره زردکیجا در میاندورود در مجتمع عادلیان برپا شده و قرار است تا چهاردهم آبان، هر روز از ساعت ۱۵ تا ۲۲ میزبان علاقه‌مندان و بازدیدکنندگان باشد. حضور ۸۰ غرفه در این جشنواره نشان می‌دهد که زردکیجا صرفاً یک گردهمایی کوچک محلی نیست

کمانه/ یادداشت مدیر مسئول خدیجه غزانی: در روزگاری که بسیاری از شهرها و شهرستان‌ها برای دیده شدن، معرفی ظرفیت‌های خود و یافتن جایگاهی مشخص در نقشه فرهنگی و اقتصادی کشور تلاش می‌کنند، گاهی یک جشنواره محلی می‌تواند فراتر از یک برنامه تفریحی ظاهر شود. جشنواره‌ای که در نگاه نخست، مجموعه‌ای از غرفه‌ها، محصولات محلی، صنایع‌دستی، غذاهای سنتی و برنامه‌های فرهنگی است، اما اگر با نگاه توسعه‌ای به آن نگریسته شود، می‌تواند به فرصتی برای بازتعریف هویت یک منطقه و حتی آغاز مسیری تازه برای توسعه آن تبدیل شود.

پنجمین جشنواره زردکیجا در میاندورود را می‌توان از همین زاویه دید. رویدادی که در مجتمع عادلیان برپا شده و قرار است تا چهاردهم آبان، هر روز از ساعت ۱۵ تا ۲۲ میزبان علاقه‌مندان و بازدیدکنندگان باشد. حضور ۸۰ غرفه در این جشنواره نیز نشان می‌دهد که زردکیجا صرفاً یک گردهمایی کوچک محلی نیست بلکه ظرفیتی قابل توجه برای کنار هم قرار گرفتن تولیدکنندگان، هنرمندان، صاحبان مشاغل محلی، فعالان فرهنگی و مردمی است که می‌خواهند بخشی از داشته‌های سرزمین خود را به نمایش بگذارند.

آنچه در چنین رویدادهایی اهمیت دارد، تنها تعداد غرفه‌ها یا میزان استقبال مردم نیست. اهمیت اصلی در این است که یک جشنواره تا چه اندازه می‌تواند میان فرهنگ، اقتصاد، گردشگری و زندگی اجتماعی مردم پیوند برقرار کند. فرهنگ بومی زمانی زنده می‌ماند که تنها در کتاب‌ها، خاطرات نسل‌های گذشته یا مراسم مناسبتی باقی نماند بلکه وارد زندگی امروز مردم شود، دیده شود، مصرف شود، روایت شود و نسل جدید نیز بتواند با آن ارتباط برقرار کند.

فرهنگ فولکلوریک هر منطقه مجموعه‌ای از تجربه‌های تاریخی مردم آن سرزمین است از زبان و موسیقی گرفته تا خوراک، پوشش، آیین‌ها، صنایع‌دستی و شیوه زندگی. اما یکی از چالش‌های مهم جوامع امروز، فاصله گرفتن نسل‌های جدید از این داشته‌های فرهنگی است. سرعت تغییرات اجتماعی، گسترش رسانه‌های نوین و شکل‌گیری سبک‌های زندگی جدید باعث شده است که بخش‌هایی از فرهنگ بومی، به‌ویژه در میان نسل جوان، کمتر مورد توجه قرار گیرد.

در چنین شرایطی، نمی‌توان صرفاً با توصیه و تأکید بر حفظ فرهنگ بومی انتظار داشت که جوانان به گذشته بازگردند. فرهنگ برای زنده ماندن باید بتواند خود را با شرایط جدید بازآفرینی کند. اینجاست که پیوند ظرفیت‌های محلی با نوآوری اهمیت پیدا می‌کند. اگر محصولات بومی، صنایع‌دستی، غذاهای سنتی، موسیقی محلی و آیین‌های فرهنگی با شیوه‌های جدید معرفی شوند، می‌توانند برای نسل جوان نیز جذابیت پیدا کنند.

جشنواره‌هایی مانند زردکیجا می‌توانند به نوعی پلی میان گذشته و آینده باشند پلی که از یک سو حافظ ریشه‌های فرهنگی منطقه است و از سوی دیگر تلاش می‌کند این ریشه‌ها را با زبان و نیازهای جامعه امروز بازتعریف کند. نسل جدید قرار نیست صرفاً تماشاگر فرهنگ گذشته باشد باید بتواند در بازآفرینی و ادامه آن نقش داشته باشد.

از سوی دیگر، توجه به نشاط اجتماعی یکی از ابعاد مهم چنین رویدادهایی است. جامعه‌ای که همواره با اخبار اقتصادی، نگرانی‌های معیشتی، تورم، نااطمینانی و فشارهای روزمره مواجه است، بیش از هر زمان دیگری به فضاهایی برای تعامل، گفت‌وگو، حضور جمعی و تجربه لحظاتی متفاوت نیاز دارد. نشاط اجتماعی صرفاً خندیدن یا برگزاری یک برنامه سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه بخشی از کیفیت زندگی اجتماعی است.

وقتی خانواده‌ها در یک فضای فرهنگی گرد هم می‌آیند، کودکان و نوجوانان در کنار والدین خود تجربه‌ای مشترک پیدا می‌کنند و مردم فرصت دیدار، گفت‌وگو و حضور در یک فضای عمومی را به دست می‌آورند، بخشی از پیوندهای اجتماعی تقویت می‌شود. در ادبیات جامعه‌شناسی، چنین ارتباطاتی می‌تواند به تقویت حس تعلق و سرمایه اجتماعی کمک کند.

به همین دلیل، جشنواره زردکیجا را می‌توان تنها از منظر سرگرمی تحلیل نکرد. این رویداد، در صورت استمرار و برنامه‌ریزی مناسب، می‌تواند به فضایی برای افزایش ارتباطات اجتماعی و تقویت حس تعلق مردم به شهرستان و فرهنگ محلی تبدیل شود. مردمی که احساس کنند در فضای فرهنگی و اجتماعی شهر و شهرستان خود سهم دارند، معمولاً ارتباط عمیق‌تری با محیط زندگی خود برقرار می‌کنند.

اما یکی دیگر از مهم‌ترین ظرفیت‌های این جشنواره، پیوند میان فرهنگ و اقتصاد محلی است. سال‌هاست که در ادبیات توسعه تأکید می‌شود توسعه پایدار تنها با ساخت ساختمان، جاده و زیرساخت‌های فیزیکی محقق نمی‌شود. توسعه زمانی عمیق و ماندگار خواهد بود که بتواند ظرفیت‌های درونی یک منطقه را شناسایی و فعال کند.

میاندورود نیز از جمله شهرستان‌هایی است که علاوه بر موقعیت جغرافیایی و طبیعی، از ظرفیت‌های فرهنگی، انسانی و محلی قابل توجهی برخوردار است. اما ظرفیت، زمانی به توسعه تبدیل می‌شود که بتوان برای آن بازار، مخاطب و فرصت اقتصادی ایجاد کرد.

۸۰ غرفه حاضر در جشنواره زردکیجا، از این منظر، می‌توانند بیش از یک فضای نمایشگاهی دیده شوند. هر غرفه می‌تواند پنجره‌ای برای معرفی یک محصول، یک مهارت، یک هنر یا یک کسب‌وکار باشد. فروش محصولات بومی تنها یک معامله اقتصادی ساده نیست؛ بلکه می‌تواند به چرخه‌ای از تولید، اشتغال، معرفی و توسعه بازار منجر شود.

وقتی یک تولیدکننده محلی بتواند محصول خود را به بازدیدکننده‌ای از خارج شهرستان عرضه کند، در واقع یک ارتباط اقتصادی جدید شکل گرفته است. وقتی گردشگری برای خرید محصول بومی، تجربه یک غذای محلی یا آشنایی با صنایع‌دستی به منطقه مراجعه می‌کند، ظرفیت تازه‌ای برای اقتصاد محلی ایجاد می‌شود.

از همین رو، جشنواره‌هایی مانند زردکیجا می‌توانند به تدریج به دروازه‌ای برای دادوستد برون‌شهرستانی و حتی برون‌استانی تبدیل شوند. البته تحقق این هدف نیازمند برنامه‌ریزی مستمر است. یک جشنواره چندروزه، اگر پس از پایان برنامه به فراموشی سپرده شود، تأثیر اقتصادی محدودی خواهد داشت. اما اگر میان تولیدکنندگان، بازارها، گردشگران، رسانه‌ها و نهادهای اقتصادی ارتباطی پایدار ایجاد شود، می‌توان از یک رویداد فرهنگی به سمت یک ظرفیت اقتصادی ماندگار حرکت کرد.

گردشگری نیز در این میان نقشی کلیدی دارد. امروز بسیاری از مناطق جهان تلاش می‌کنند با تکیه بر ویژگی‌های منحصر به فرد خود، برای شهر و منطقه‌شان هویت گردشگری ایجاد کنند. گردشگر امروز تنها به دنبال دیدن یک مکان نیست؛ او به دنبال تجربه است. تجربه غذا، فرهنگ، موسیقی، طبیعت، سبک زندگی و ارتباط با مردم محلی.

میاندورود می‌تواند از ترکیب این عناصر برای ساختن یک روایت گردشگری استفاده کند. جشنواره زردکیجا می‌تواند بخشی از این مسیرتوسعه ای باشد مسیری که می‌گوید این شهرستان فقط یک نقطه در مسیر میان شهرهای دیگر نیست، بلکه خود دارای فرهنگ، طبیعت، محصولات، داستان‌ها و ظرفیت‌هایی است که ارزش دیده شدن دارند.

میاندورود در مسیر توسعه

 اما شاید مهم‌تر از خود جشنواره، مسیری باشد که در ماه‌های اخیر در مدیریت میاندورود دنبال شده است. مرتضی بابایی لولتی، فرماندار جوان میاندورود، در مدت حضور خود در این مسئولیت تلاش کرده نگاه مدیریت شهرستان را تنها به اداره امور روزمره و پیگیری مسائل اداری محدود نکند و از ظرفیت ارتباط با مردم، رسانه‌ها و گروه‌های مختلف اجتماعی نیز بهره بگیرد.

در شرایطی که جامعه ایران طی ماه‌های اخیر با فشارهای اقتصادی، تورم، نگرانی‌های معیشتی و پیامدهای ناشی از شرایط بحرانی و جنگ مواجه بوده، حفظ ارتباط میان مردم و بدنه مدیریتی، خود به یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های مدیریت محلی تبدیل شده است. در چنین فضایی، مدیریت میاندورود تلاش کرده با تقویت ارتباط با مردم و رسانه‌ها، از شکل‌گیری فاصله بیشتر میان جامعه و مسئولان جلوگیری کند و مسیر گفت‌وگو و تعامل را باز نگه دارد.

این رویکرد را می‌توان در توجه به ظرفیت‌های مردمی، حمایت از برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی و تلاش برای ایجاد فضایی که مردم خود را بخشی از فرآیندهای اجتماعی شهرستان بدانند، مشاهده کرد. شاید مهم‌ترین ویژگی این نوع مدیریت، تلاش برای ایجاد یک شاهراه ارتباطی میان مردم و دولت باشد؛ مسیری که در آن رسانه صرفاً یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست و مردم نیز تنها مخاطبان تصمیمات اداری به شمار نمی‌روند.

جشنواره زردکیجا نیز می‌تواند نمونه‌ای از همین نگاه باشد رویدادی که تلاش دارد ظرفیت‌های بومی را از حالت پراکنده خارج کند و در قالب یک فضای عمومی، فرهنگی و اقتصادی در معرض دید مردم قرار دهد. استفاده از توان تولیدکنندگان محلی، فعالان صنایع‌دستی، عرضه محصولات بومی و ایجاد فضایی برای حضور خانواده‌ها، نشان می‌دهد که توسعه را می‌توان از دل داشته‌های خود مردم نیز جست‌وجو کرد.

فرماندار جوان میاندورود در این مدت کوشیده است در کنار پیگیری امور اجرایی، به حوزه‌هایی توجه کند که شاید در نگاه نخست مستقیماً توسعه‌ای تلقی نشوند، اما در واقع از پایه‌های توسعه پایدار هستند حوزه‌هایی مانند اعتماد، ارتباط با مردم، نشاط اجتماعی، هویت بومی و مشارکت اجتماعی.

در شرایطی که فشارهای اقتصادی می‌تواند فاصله میان مردم و دولت را افزایش دهد، تلاش برای گفت‌وگو، شنیدن مطالبات و حفظ ارتباط با جامعه اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. از این منظر، می‌توان گفت مدیریت میاندورود در سایه تعامل مثبت با مردم و رسانه‌ها، تلاش کرده است تصویری متفاوت از مدیریت محلی ارائه دهد مدیریتی که می‌کوشد در کنار ساختار اداری، سرمایه اجتماعی و ارتباط انسانی با جامعه را نیز جدی بگیرد.

البته این به معنای نادیده گرفتن ضعف‌ها و مشکلات موجود نیست. هیچ مدیریتی را نمی‌توان بدون نقد و بدون وجود کاستی‌ها ارزیابی کرد و طبیعی است که مردم میاندورود همچنان مطالبات و انتظارات جدی در حوزه‌های مختلف اقتصادی، عمرانی، اشتغال، خدمات عمومی و توسعه زیرساخت‌ها داشته باشند. جشنواره‌ها و برنامه‌های فرهنگی نیز به‌تنهایی نمی‌توانند جای خالی برنامه‌ریزی‌های کلان توسعه‌ای را پر کنند.

اما نکته مهم اینجاست که نقد ضعف‌ها و دیدن نقاط قوت نباید در برابر یکدیگر قرار گیرند. یک مدیریت موفق، مدیریتی است که هم توان شنیدن نقد را داشته باشد و هم بتواند تجربه‌های موفق خود را به سرمایه‌ای برای آینده تبدیل کند.

از اینجا به بعد، انتظار می‌رود همین نگاه مبتنی بر تعامل، مشارکت مردم و استفاده از ظرفیت‌های بومی، با قدرت و انسجام بیشتری ادامه پیدا کند. میاندورود برای خروج از زیر سایه مرکز استان و شهرهای شناخته‌شده‌تر شرق مازندران، نیازمند ساختن هویتی مستقل و قابل معرفی است هویتی که بر پایه ظرفیت‌های واقعی فرهنگی، طبیعی، اقتصادی و انسانی شهرستان شکل بگیرد.

اینجاست که جشنواره‌هایی مانند زردکیجا می‌توانند معنایی فراتر از یک رویداد چندروزه پیدا کنند. اگر این نگاه استمرار داشته باشد و در کنار آن برنامه‌ریزی اقتصادی، توسعه زیرساخت‌ها، حمایت از کسب‌وکارهای محلی و تقویت گردشگری نیز دنبال شود، میاندورود می‌تواند به تدریج از یک شهرستان کمتر دیده‌شده، به یک شهرستان صاحب هویت و برند در مازندران تبدیل شود.