اختصاصی کمانه/ یادداشت مدیر مسئول: عدم شرکت برخی هنرمندان در جشنواره فیلم فجر امسال، از جمله هنرمندانی که پیشتر افتخار دریافت سیمرغ بلورین را داشتهاند، بهخودیخود نه خیانت است و نه قابل تقبیح. انتخاب است؛ انتخابی شخصی که میتواند ریشه در اعتراض، دلخوری، یا اختلاف نظر داشته باشد. اما پرسش، جایی دیگر شکل میگیرد.
بعید بود از هنرمندانی که روزگاری با فیلمهای انقلابی و دفاع مقدسی، نفسنفسزنان پلههای سن جشنواره را بالا رفتند و سیمرغ را نه فقط بهعنوان جایزه، که بهمثابه یک «مسئولیت فرهنگی» در دست گرفتند. همان هنرمندانی که سالها منتقد سیاستزدگی در هنر بودند، امروز جشنوارهای را تحریم کنند که بهزعم خودشان، به همان آفت دچار شده است.
این یادداشت نه در پی تقابل است، نه نقد تند و نه ایجاد شکاف میان مردم و هنرمندان یا میان هنرمندان و حاکمیت. مسئله، طرح یک پرسش صادقانه است: اگر شما خود را متعلق به این ملت میدانید، ملتی متشکل از ۸۰ میلیون انسان با رنجها، صداها و روایتهای متکثر، آیا همه این صداها به یک اندازه وزن ندارند؟
آیا شرکتکنندگان در راهپیمایی ۲۳ بهمن همانقدر «مردم» نیستند که جانباختگان ۱۸ دی ؟ آیا اختلاف نظر سیاسی و فکری، مجوزی برای خطکشی در میدان هنر است؟
هنر، ذاتاً باید فراتر از حذف و تحریم بایستد. هنر اگر قرار است کاری کند، باید امید بیافریند، گفتوگو بسازد و امکان همنشینی روایتها را فراهم کند؛ نه آنکه خود، به بخشی از نزاع های سیاسی و اجتماعی بدل شود.
شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، کشور به همان چیزی نیاز دارد که نامش هنر است؛ هنری که بتواند در میانه ی اختلافها، چراغی برای دیدن یکدیگر روشن نگه دارد. شاید هنر همان امید مورد نیاز مردم باشد در میان تمام عدم گفتگوها....
خدیجه غزانی /مدیر مسئول
ارسال دیدگاه