کمانه/ سرویس جامعه : سپهر کرمی در گفتوگو با خبرنگار حوزه زنان و خانواده ایرنا با ارائه تصویری آماری از وضعیت جمعیت کشور، افزود: بر اساس آخرین برآوردهای مرکز آمار ایران، جمعیت کشور در سال ۱۴۰۳ حدود ۸۷ تا ۸۸ میلیون نفر تخمین زده میشود؛ نرخ باروری کل (TFR) که در دهه ۶۰ شمسی حدود ۶.۵ فرزند به ازای هر زن بود، اکنون به حدود ۱.۶ رسیده و برخی برآوردها برای ۱۴۰۳ عدد ۱.۵ را مطرح میکنند در حالی که سطح جانشینی ۲.۱ است.
کرمی با بیان اینکه تعداد ولادتهای ثبتشده هم روند نزولی مشخصی را طی کرده است، گفت: در سال ۱۳۹۵ حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تولد ثبت شد اما در سال ۱۴۰۲ این عدد به زیر یک میلیون و ۱۰۰ هزار رسیده است، یعنی در عرض هفت سال، سالانه حدود ۴۰۰ هزار تولد کمتر داریم.
پژوهشگر حوزه خانواده و جمعیت با اشاره به تغییرات ساختار سنی جمعیت، اظهار کرد: سهم جمعیت بالای ۶۰ سال ایران که در سال ۱۳۹۰ حدود ۸ درصد بود، در سال ۱۴۰۲ به بیش از ۱۱ درصد رسیده و پیشبینیها نشان میدهد با رشد سالانه ۱.۶ درصدی، جمعیت ایران در سال ۱۴۳۰ به ۹۳ میلیون نفر خواهد رسید اما با ساختار سنی نامتعادلی که در آن سهم سالمندان ممکن است به ۲۰ تا ۲۵ درصد برسد و این امر ضرورت اتخاذ سیاستهای هوشمندانه برای جوانسازی جمعیت را پررنگ میکند.
جمعیت فقط یک عدد نیست بلکه سرمایه اجتماعی است
وی با بیان اینکه جمعیت فقط یک عدد نیست بلکه سرمایه اجتماعی است، تاکید کرد: یک کشور ممکن است ۹۰ میلیون نفر جمعیت داشته باشد اما اگر ۲۵ درصد آن سالمند باشند و جمعیت در سن کار کاهش یافته باشد، آن ۹۰ میلیون خودش یک بحران است نه یک قدرت.
سه نقطه ضعف قانون حمایت از خانواده
پژوهشگر حوزه خانواده و جمعیت با اشاره به قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مصوب آذرماه ۱۴۰۰ گفت: این قانون با نیت خوبی تصویب شد اما سه نقطه ضعف اساسی دارد که اثربخشی آن را محدود کرده است.
به گفته وی، اجرای ناقص و تأخیر در تدوین آییننامهها نخستین نقطه ضعف است و بسیاری از مفاد قانون هنوز آییننامه اجرایی ندارند یا اجرای آنها ناقص بوده. وقتی خانواده جوان تنها نام مشوقها را بشنوند اما در عمل ماهها در صف بانک بمانند، اعتماد از بین میرود.
کرمی با بیان اینکه نگاه تکبُعدی مالی در این قانون دومین نقطه ضعف محسوب میشود، تاکید کرد: بخش عمده سیاستهای فعلی مبتنی بر مشوق مالی مانند وام ازدواج و وام فرزندآوری است که این نموارد لازم اما کافی نیستند؛ همانطور که تجربه ۲۰۰ میلیارد دلاری کره جنوبی ثابت کرده که بدون تغییر ساختاری و فرهنگی، پولپاشی جواب نمیدهد.
وی، نبود هماهنگی بینبخشی را سومین نقطه ضعف قانون اعلام کرد و گفت: سیاست جمعیتی یک سیاست چندوجهی است که موضوعات مسکن، اشتغال، آموزش، بهداشت، فرهنگ و رسانه باید در آن، همراستا باشند اما هر دستگاه بخش خودش را جداگانه اجرا میکند و متولی واحد و قدرتمندی وجود ندارد.
پژوهشگر حوزه خانواده و جمعیت با بیان اینکه سیاستهای شتابزده بدون پژوهش کافی ممکن است به بحرانهای جدید دامن بزند، خاطر نشان کرد: برای جوانسازی جمعیت باید ابتدا بسترهای فرهنگی، اقتصادی و ساختاری تشکیل و ثبات خانواده را فراهم کنیم.
جامعه ایرانی «خانوادهمحور» است
کرمی، «مهمترین نقطه امید» در مسئله جمعیت ایران را خانواده محور بودن دانست و گفت: یک واقعیت بسیار مهم وجود دارد که در فضای رسانهای و تحلیلی کمتر به آن پرداخته میشود و آن این است که جامعه ایرانی برخلاف بسیاری از جوامع مواجه با بحران جمعیتی، هنوز «میل درونی» به فرزندآوری دارد؛ مشکل ایران «نخواستن» نیست؛ مشکل «نتوانستن» است و این تفاوت، بسیار حیاتی است.
وی با استناد به دادههای پژوهشی، افزود: نتایج پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان و پژوهشهای مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور نشان میدهد که تعداد فرزند ایدهآل از نظر خانوادههای ایرانی بهطور متوسط بین ۲.۵ تا ۳ فرزند است؛ حتی در میان جوانان ۲۰ تا ۳۵ ساله تهرانی – که فرض میشود مدرنترین نگرشها را دارند – میانگین تعداد فرزند دلخواه حدود ۲ تا ۲.۵ فرزند است اما نرخ باروری واقعی ۱.۶ است.
پژوهشگر حوزه خانواده و جمعیت تاکید کرد: این فاصله تقریباً یک فرزندی بین «آنچه مردم میخواهند» و «آنچه در عمل اتفاق میافتد»، یک پیام روشن دارد و آن پیام این است که «اگر موانع برداشته شوند، ظرفیت افزایش باروری وجود دارد.»
وی با اشاره به تحقیقات طرح آمارگیری ویژگیهای اجتماعی-اقتصادی خانوار مرکز آمار ایران گفت: حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد زنان متأهل ۲۰ تا ۴۰ ساله در نظرسنجیهای مختلف اعلام کردهاند که فرزند بیشتری نسبت به تعداد فعلی میخواهند اما موانع اقتصادی، مسکن و ناامنی شغلی مانع اصلی آنهاست؛ بنابراین سیاستگذاری درست میتواند این ظرفیت را فعال کند.
ایران و مصونیت نسبی از موج ضد خانواده
کرمی با اشاره به تفاوت بنیادین ایران با بسیاری از کشورهای دارای بحران جمعیتی، خاطرنشان کرد: یکی از نکاتی که باید به آن توجه ویژه داشت این است که در بسیاری از کشورهای شرق آسیا و اروپا، کاهش باروری ریشه در تغییر بنیادین نگرش به خانواده و ازدواج دارد؛ برای مثال در کره جنوبی بیش از ۵۰ درصد زنان جوان اساساً ازدواج را نمیخواهند؛ در ژاپن پدیدهای به نام «هیکیکوموری» وجود دارد که میلیونها جوان از هر نوع تعامل اجتماعی از جمله ازدواج و روابط عاطفی کنارهگیری کردهاند.
وی با بیان اینکه در بسیاری از کشورهای غربی نیز بیبندوباری جنسی و تبلیغ سبک زندگی فردمحور و لذتگرا، اساسا «چرایی» فرزندآوری را زیر سؤال برده است، افزود: وقتی فرهنگ غالب یک جامعه بگوید «برای خودت زندگی کن»، «فرزند مانع آزادی و لذت تو میشود» و روابط جنسی بدون تعهد را جایگزین ازدواج کند، طبیعی است که فرزندآوری معنای خود را از دست بدهد.
این پژوهشگر تأکید کرد: با قوت اعلام میکنم که ایران از این موج بهشکل نسبی مصون مانده؛ درست است که شبکههای اجتماعی این فرهنگ را ترویج میکنند و تأثیراتی هم داشته اما بافت عمیق فرهنگی و دینی جامعه ایرانی، هنوز خانواده را یک ارزش میداند.
به گفته کرمی، در ایران هنوز ازدواج یک آرمان اجتماعی نه یک انتخاب حاشیهای است، خانواده هنوز کانون هویت هر ایرانی محسوب میشود و میل به فرزند در اعماق فرهنگ ایرانی اسلامی ریشه دارد و این موضوع یک سرمایه بسیار ارزشمند است که بسیاری از کشورهای مواجه با بحران جمعیت آن را ندارند.
وی خاطرنشان کرد: در کره جنوبی و ژاپن مشکل «نخواستن» است و هیچ رویکردی این نگرش را حل نمیکند اما در ایران، مشکل عمدتاً «نتوانستن» است و موانع قابلرفع هستند که این خودش بزرگترین دلیل برای امیدواری است.
تجربه جهانی؛ درسهایی از شکست و موفقیت
این پژوهشگر حوزه خانواده و جمعیت در بخش دیگری از سخنان خود با نگاهی تطبیقی به تجربه سایر کشورها گفت: بررسی تجربیات جهانی درسهای مهمی برای ما دارد.
وی درباره تجربه چین در اتخاذ سیاستهای جمعیتی با تاکید بر اینکه این کشور شاید بزرگترین درس جمعیتی قرن بیستم را به ما میدهد، اظهار کرد: در این کشور سیاست تکفرزندی از ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۵ اجرا و از تولد حدود ۴۰۰ میلیون نفر جلوگیری شد اما هزینههای بلندمدت آن، فاجعهبار بود.
کرمی ادامه داد: نرخ باروری چین اکنون حدود ۱.۰ تا ۱.۱ است که یکی از پایینترین نرخها در جهان است. این کشور از ۲۰۲۱ سیاست سه فرزندی اعلام کرده و مشوقهای مالی گستردهای ارائه داده است اما نتیجه عکس گرفته و در سال ۲۰۲۲ برای اولین بار در ۶۰ سال اخیر جمعیتش کاهش یافته است.
وی تاکید کرد: چین این درس را میدهد که وقتی کاهش باروری در ذهنیت یک نسل نهادینه شود، بازگرداندن آن صرفاً با مشوق مالی ممکن نیست.
کرمی درباره وضعیت ژاپن و کره نیز افزود: کره جنوبی با نرخ باروری ۰.۷۲ در سال ۲۰۲۳ – پایینترین رقم ثبتشده برای هر کشوری در تاریخ – نمونه بارز شکست سیاستهای صرفاً مالی است؛ سئول از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۳ بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار برای مشوقهای فرزندآوری هزینه کرده اما نتیجهای نگرفته است زیرا مشکل اصلی فرهنگی و ساختاری بود نه صرفاً مالی.
وی ادامه داد: فرهنگ کار فرسایشی با متوسط بیش از ۱۹۰۰ ساعت کار سالانه، فشار رقابت آموزشی و هزینههای سرسامآور مسکن در کنار تغییر نگرش عمیق نسل جوان به ازدواج، ریشههای واقعی بحران هستند.
به گفته وی، نرخ باروری در ژاپن هم با وجود دههها سیاستگذاری، حدود ۱.۲ مانده و جمعیتش از سال ۲۰۰۸ در حال کاهش مطلق است.
این پژوهشگر خانواده و جمعیت، درباره الگوی مجارستان گفت: مجارستان یکی از معدود کشورهای اروپایی است که توانسته روند کاهش باروری را تا حدی معکوس کند؛ نرخ باروری مجارستان از ۱.۲۳ در سال ۲۰۱۱ به حدود ۱.۵۵ تا ۱.۶ در سالهای اخیر رسیده است.
کرمی گفت: دولت مجارستان بسته جامعی شامل وام بدون بهره ۳۰ هزار یورویی برای زنان متأهل زیر ۴۰ سال که با تولد فرزند سوم کاملاً بخشیده میشود، معافیت مادامالعمر مالیاتی برای مادران چهار فرزند و بیشتر و یارانه مسکن اجرا کرده است اما نکته کلیدی موفقیت مجارستان این بود که صرفاً پول پاشی نکرد بلکه روایت فرهنگی هم ساخت و خانواده را بهعنوان یک ارزش ملی و هویتی معرفی کرد.
وی درباره تجربه کشورهای اسکاندیناوی در حوزه فرزندآوری خاطرنشان کرد: سوئد و نروژ با نرخ باروری حدود ۱.۶ تا ۱.۷ – بالاتر از میانگین اروپا – نشان دادهاند که ساخت زیرساخت واقعی حمایت از والدین، مؤثر است؛ مرخصی والدینی تا ۴۸۰ روز در سوئد که بین پدر و مادر تقسیم میشود، مهدکودکهای عمومی با هزینه اندک و ساعت کاری منعطف از جمله این زیرساختهاست.پ
ارسال دیدگاه